دلتنگی های یه موجود دوپا

خرید بک لینک
متوجه شدم چندماهیه رفته فرانسه... بعد مدتها پیجش رو پابلیک کرد و استوری هاش رو تونستم ببینم... پاریس بود!از خونه و زندگی عکس میگذاشت... یعنی هتل نبود... پس یعنی مهاجرت کرده بود... یعنی دیگه مشهدم برم نمیتونم برم جلوی خونه ش و زل بزنم به اون در کذایی و خاطراتم رو مزمزه کنم... یعنی همین چند صد کیلومترم که فاصله بینمون بود شد چند هزار کیلومتر.... یعنی قلبم درد گرفت... یعنی دو شبه دارم عر میزنم... یعنی غم و غم و غم و غم و غم و غم و غم.... چه عطش دامنگیری داشتی لعنتی که دیگر نمیتوانم فکرم را ازت رها کنم؟!؟!پ. ن: نکته غمناک اینه که شرط میبندم فامیلی منم یادش رفته! انقدر من برای او بی اهمیت بودم ولی او برای من...پ. ن2: کاش دنیا دکمه ری استارت داشت :( دلتنگی های یه موجود دوپا...

ما را در سایت دلتنگی های یه موجود دوپا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 73 تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1402 ساعت: 14:01

صفحه بندی